تبليغاتX
منتظر


عید غدیر بر شمه مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 12:27;  توسط نفیسه;  | 

شهر علم پیغمبر " ص " و بابش علی " ع " است

چشمه ای از زمزم نابش علی " ع " است

قامتی در استقامت مستقیم

صدقیامت اندر او هستی مقیم

من چه گویم وصف آن والا‌مقام

شرح خاص الخاص ناید در کلا‌م

 
غدیر , درخشان چون گوهری در تابش آفتاب است , وسیع به وسعت ابدیت و جاری در لحظه لحظه‌کائنات است , صبور چون ایمان , لطیف چون عشق , برنده چون شمشیر و سرافراز چون افلا‌ک است .

هیچ دست سیاه کاری در طول تاریخ نتوانسته ‌است نامش را از لوح دلها و صفحه خاطره ها بزداید , هرچند که هزاران بار نامش را از کتابها حذف کردند.

کتابهایی را برای این نام به آتش کشیدند و زبانهایی را که در دفاع از این واقعه باز میشد, بریدند اما نتوانستند یاد آن برکه زلا‌ل در دامن دشت خفته را از خاطر خداجویان محو کنند.

هر روز نامش بلند آوازه تر و هرسال خاطره اش شکفته تر و هرزمان روشنی و جذابیتش مضاعف گشت , تا اکنون که 1417 سال از آن شیرین خاطره صدر اسلا‌م می گذرد و شیعیان به یادش شادمان هستند و از ایمان به آن مفتخرند.

آری , خورشید را نمی توان با گل اندود, آفتابی در آن برکه کوچک طلوع کرد که جهانی را روشنی بخشید و نوری از آن مکان غریب به کویر خفته برخاست که انسانها را راهبر و راهنما شد .

غدیر , شمشیر برنده حق است که آتش به هستی باطل می کشد .

غدیر هنگام تعالی انسان از پلشتی خاک به رفعت افلاک است .

غدیر , ترازوی عدل است , خورشید حقانیت است غایت آمال انبیا و جلوه ای از وجه الله است .

غدیر , روزی است که گل ولایت از دامن بستان رسالت جوانه زد و نسیم روح بخش نبوت شمیم جانفزای امامت را به ارمغان آورد تا شکوفه های فضائیل اخلاقی و انسانی بر شاخسار دین حیات بخش و جادانه اسلام به بار بنشینند و تشنگان حقیقت از زلال کوثر ولایت بنوشند و در سایه سار شجره طیبه اش بیاسایند و از ثمرات آن متنعم گردند .

غدیر , تجلی گاه مفهوم نور علی نور است آن هنگام که علی علیه السلام بر یدبیضای رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله قرار یافت و نور ولایت از فراز هستی بر قلوب عشاق تابیدن گرفت .

غدیر , آغاز مقدس ایثارگری ها , فدا شدن ها , فدایی دادن ها , شهادت ها و عاشوراهای مکرر تاریخ است .

اگر غدیر نبود , عشق می مرد و رسالت ناتمام می ماند و گل واژه های شهادت و ایثار بی معنا می نمود و رسالت بدون ولایت در هزار توی توطئه های مکرر خناسان محو می شد.

غدیر , نام دیگر شیعه و تشیع است و شیعه با غدیر معنا پیدا کرد و ماهیت وجودی خود را یافت .

اگر چه غدیر ریشه در سال دهم هجری و در حجه الوداع حضرت پیامبر " ص " دارد ولی همواره پیمان آن در همه عصرها و برای همه نسل ها جاودانه است.

غدیر , نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی , ماندگار است و پویا و زندگی ساز.

غدیر , تجلی ولایت است که رکن حیات معنوی انسان است , آبی که ریشه همه درختان و گل بوته های باغستان های توحید برای تغذیه و رشد به آن نیازماند هستند.

انسان به ولایت امیرالمومنین علیه السلام همان گونه نیازمند است که سلولهای زنده به اکسیژن هوا.

راستی چه کسی قادر است امام علیه السلام را به حقیقت معنوی اش بشناسد؟ و علم محدود ما چگونه توانایی درک عظمت وجودی امام " غدیر " را دارد؟

ما از اقیانوس بیکران ولایت عظما همان قدر می دانیم که آن ایستاده بر ساحل اقیانوس از عمق و وسعت و عجایب آن می داند , جز هیمنه ای از امواج آن چیزی به گوش نداریم و جز به قدر وسعت دیدمان نمی بینیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 12:13;  توسط نفیسه;  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 12:10;  توسط نفیسه;  | 

 

 

عید قربان و غدیر مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 12:8;  توسط نفیسه;  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 11:56;  توسط نفیسه;  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 11:54;  توسط نفیسه;  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بسيارى از دانشمندان و بزرگان انديشه وقتى از خاطرات كودكى خود مى گويند خواندن قرآن مادر يا دعاهاى او سر سجاده را از تأثيرگذارترين اتفاقات آن دوران مى دانند.

نزديكترين فرد به هر نوزاد و پيش از آن هر جنينى مادر اوست كه هر صدايى را كه او بخواهد فرزندش به آن انس مى گيرد.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

همين تحقيق درباره شنيدن صداى قرآن نيز آزمايش شده است، به گونه اى كه كودكانى كه در ايام جنينى صداى قرآن شنيده اند پس از تولد نسبت به شنيدن اين صدا عكس العملهاى آشنايى از خود بروز مى دهند اما پس از به دنيا آمدن كودك، يكى از مشاوران خانواده كه متخصص گفتار درمانى نيز هست، مى گويد: مادر مى تواند به اين روش قرآن را از طريق صورت به صورت براى نوزاد خود بخواند: دو دستش را در كنار شانه هاى نوزاد قرار داده صورتش را در برابر صورت او قرار دهد و قرآن را شمرده شمرده بخواند و به كودك نگاه كند، اين كار باعث مى شود كلمات قرآن در جان نوزاد ثبت شود.

همچنين خواندن آرام قرآن هنگامى كه نوزاد در آغوش مادر و در حال شير خوردن است مى تواند او را با قرآن مأنوس كند.

پس از دوران شيرخوارگى و در هنگامى كه مادر با كودك خود بازى مى كند نيز روشهايى براى انس او با قرآن گوشزد شده از جمله اينكه در روايات آمده است: حضرت فاطمه (س) وقتى با كودكان خود بازى مى كردند و آنها را بالاى سر مى بردند اشعار توحيدى برايشان مى خواندند.

ولى به طور كلى پژوهشى روى بهترين و مناسب ترين روش و زمان آموزش قرآن به كودك تاكنون انجام نشده است و يا نگارنده از آن مطلع نيست.

اما قصه گويى و آموزش مفاهيم قرآن از طريق قصه را تاكنون موفقترين روش انس با سخن خداوند دانسته اند.

در حال حاضر روشهاى گوناگونى براى آموزش قرآن به كودكان پيش از دبستان در كشور ما به اجرا درمى آيد:

۱- آموزش قرآن با اشاره و حفظ آن، ۲- حفظ از طريق مهدهاى قرآن و آموزش همزمان مفاهيم، ۳- آموزش قرآن از طريق نمايش و قصه گويى، ۴- آموزش حفظ از طريق برقرارى كودك با كودك، ۵- آموزش مفاهيمى چون «سلام كردن»، «احترام به بزرگتر»، «احترام و محبت به پدر و مادر» در هنگام بازى و خواندن آيات مربوطه، ۶- قصه گويى با استفاده از مفاهيم قرآن، ۷- نقاشى با استفاده از مفاهيم قرآن، ۸- استفاده از كتابهاى رنگ آميزى با استفاده از آياتى كه موضوع خاصى چون گفت و گو در قرآن را مورد بررسى قرار مى دهد.

اما هيچكدام از اين روش ها مورد پژوهش دقيق قرار نگرفته است.

آنچه در اينجا ذكر مى شود حاصل پرسشها و گفت وگوهاى اينجانب با اساتيد، قاريان و حافظان و نيز مدرسين قرآن براى آموزش مفاهيم اين كتاب ارزشمند مى باشد.

مهدى قره شيخ لو، قارى بين المللى و مدرس قرآن مى گويد: در خانواده هايى كه پدر و مادر با قرآن سر و كار دارند گرايش كودك زير دو ساله به برنامه هاى قرآنى تلويزيون و تقليد از رفتارهاى قاريان نشان دهنده استعداد خاصى در اين كودك نيست و امرى طبيعى به حساب مى آيد. اما بهترين روش براى آموزش كودكان زير هفت سال قصه گويى قرآنى هنگام خواب به وسيله مادر است و آموزش روخوانى يا خواندن قرآن با صوت را بايد به پس از رفتن كودك به دبستان محول كرد. همچنين درباره گرايش و علاقه كودك بالاى سه سال به نوارهاى قرآن يكى از مربيان مى گويد: اگر كودكى احساس كند از سوى پدر و مادر مجبور به شنيدن قرآن شده و يا آنها با برنامه خاصى صداى قرآن را براى كودك پخش مى كنند به دليل استقلال طلبى از اين كار سر باز مى زند و بهترين روش شنيدن غير انتخابى مادر هنگام كار كردن در آشپزخانه است.

همچنين آموزش حفظ قرآن به صورت فشرده و برنامه ريزى شده از سوى برخى از اساتيد قرآن منع مى شود.

شهريار پرهيزكار، حافظ كل و مدرس قرآن در اين باره مى گويد: من هيچ وقت فرزند خودم را به حفظ قرآن مجبور نمى كنم و از او حتى نمى خواهم قرآن را حفظ كند؛ بلكه اگر خودش نسبت به اين كار اشتياقى نشان داد به او كمك مى كنم.

برخى از مدرسين قرآن، آموزش حفظ به كودكان زير هفت ساله را موجب بروز عكس العملهاى ناخواسته رفتارى در سن نوجوانى مى دانند و اين كار را تنها به علاقه و اشتياق خود كودك وامى گذارند.

نبوغ و يا بروز شايستگى هاى خاص را اساتيد منحصر به كودكان خاصى مى دانند كه اين نبوغ را نشان داده اند و آموزش ويژه ايشان نبايد براى تمام كودكان همسال آنان نسخه واحد تلقى شود.

فشار فكرى و روحى براى آموزش حفظ قرآن به كودكان گاهى باعث افسردگى آنان نيز مى شود.

يكى از مادران كه فرزندى ۵ ساله دارد، مى گويد: پسرم تا دو سالگى علاقه زيادى به صوت قرآن داشت و نام بعضى از قاريان مصرى را هم مى دانست؛ اما پس از درگذشت پدربزرگش و شنيدن مستمر صداى قرآن همزمان با قطع محبت پدربزرگ و جايگزين شدن اين صدا به جاى صحبت كردن مادربزرگ و پدرش با او نسبت به پخش نوار قرآن حالت تدافعى به خود مى گرفت و هميشه با اين صدا مقابله مى كرد. و به جاى شنيدن قرآن موسيقى خاصى را گوش مى داد تا آنكه با يكى از اساتيد باسابقه قرآن مشورت كردم و او توصيه كرد؛ آنقدر اين نوار موسيقى را برايش بگذاريد تا از آن سير و پر شود، خودش به تدريج تغيير روش مى دهد، تا آنكه معلم دلسوزى در پيش دبستانى توانست او را به قرآن دلبسته كند.

رفتار

اما از اثر صوتى و آموزش ظاهر قرآن كه بگذريم مادر بهترين الگو براى پياده كردن آداب قرآن در فرزند است. عدالت در رفتار و گفتار، محبت زياد، بجا و به موقع و رفتار سنجيده و متانت و وقار هميشگى مادر مى تواند براى فرزند الگوى مناسبى در رفتار قرآنى باشد.

مادرى مى گويد: وقتى قرآن مى خواندم فرزندم مى آمد و مى گفت: بگو ببينيم «خدا چه گفته» است؟ و من آياتى كه جنبه روايى و داستانى داشت را براى او مى خواندم و داستانش را تعريف مى كردم.

همين طور شبها هنگام خواب همين قصه ها را و بخصوص داستانهايى كه شخصيتهاى خردسال در آنها هست براى او تعريف مى كردم كه چندين و چند بار هم خواهان شنيدن اين داستانها مى شد.

مادر ديگرى مى گويد: من در زمانى كه فرزندم را دعوا مى كنم يا مورد عتاب قرار مى دهم هرگز نوار قرآن پخش نمى كنم، پس از آن سراغ قرآن نمى روم و يا سر نماز نمى ايستم، حتى اگر از تلويزيون قرآن پخش شود فوراً تلويزيون را خاموش مى كنم تا خشم و قرآن با هم تداعى نشود. اما در مقابل وقتى مسافرت يا به گشت و گذار مى رويم قرآن پخش مى كنم.

يكى از مدرسين قرآن و معارف اسلامى نيز معتقد است بهترين هديه اى كه يك مادر مى تواند به فرزندانش چه دختر و چه پسر بدهد هديه آرامش است. او مى گويد: من هيچگاه با فرزندانم با تندى حرف نزدم، آنها را مجبور به كارى نكردم و در امور دينى آنها را به اجبار نكشاندم. هميشه در لحظات خلوت و تنهايى شان حرفهايشان را شنيدم و با آنها هم صحبت شدم. قبل از امتحاناتشان اصرار مى كردند كه مى خواهيم فقط با تو صحبت كنيم و من ساعتها در اتاقشان و گاهى پاى تختخوابشان مى نشستم تا اضطراب امتحان را از ذهن و دلشان پاك كنم.

اين مادر همچنين مى گويد: پدرم كه خود مجتهد بود هيچ وقت به من نگفت قرآن بخوان، اما وقتى ۱۸ ساله شده بودم و هر روز به طور مرتب قرآن را مى خواندم پدرم تشويقم كرد و اهميت اين تشويق از تأكيد او خيلى بيشتر بود.

انديشه قرآنى

نگرش قرآنى به زندگى و خانواده و داشتن نظام انديشه مى تواند كودك را نظام مند كند. گفتن داستانهايى از نظم ونظام مى تواند كودك را با نگرش منظم به زندگى آشنا كند.

مادر منظم چه از نظر فكرى و چه كارى كودك را هم منظم بار مى آورد. هم بازى شدن مادر با كودك مى تواند او را تشويق كرده و عدالت را به او ياد دهد.

داشتن كابينت در آشپزخانه را فرض كنيد، اگر اين وسيله موجود نباشد هيچ چيز جاى مشخصى ندارد و براى پختن يك غذاى ساده مدتى از وقت آدم صرف گشتن به دنبال مواد غذايى، ظرف و مواد شست وشويى مى شود و در نهايت هم جز خستگى و عصبانيت چيزى باقى نمى ماند.

ذهن انسان هم مانند آشپزخانه احتياج به كابينت بندى دارد. هر چيز بايد پوشه خاص خودش را داشته باشد تا رفتارها با هم تداخل پيدا نكنند و مثلاً رفتار مناسب كودك را با همسر بكنيم يا رفتار مناسب همكار را با فرزند و...

داشتن «نظام فكرى» مانند داشتن كابينت است و اين را هم مادر مى تواند با منظم كردن وسايل كودك در فايلها و قفسه هاى ويژه به او ياد داد و به او گفت اگر چيزى درجاى خود قرار نگيرد به موقع پيدا نمى شود. داشتن نظام فكرى باعث مى شود مادر از كارهاى خانه احساس زيان و افسردگى نكند و هميشه نگرشى اميدوارانه، مثبت و كامل به فعاليتهاى خود و خانواده داشته، فرزندش را نيز فردى اميدوار تربيت كند .

_________________

درباره تأثير صداى قرآن روى جنين تحقيقات زيادى انجام شده است و روانشناسان ، متخصصين شنوايى، و نيز مدرسين قرآن مى گويند: جنين با هر صدايى كه انس بگيرد پس از تولد و در دوران كودكى به آن صدا پاسخ آشنايى مى دهد. به طورى كه در يكى از آموزشگاههاى خارج از كشور تحقيقى را روى گروهى از دانش آموزان انجام دادند، معلمين كلاس موسيقى خاصى را پخش كردند و از كودكان خواستند كه هر كدام پيش از آن، همان موسيقى را شنيده است اعلام كند، تنها يكى از كودكان گفت من قبلاً اين صدا را شنيده ام، پس از بررسى متوجه شدند اين موسيقى را مادر كودك در ايام باردارى گوش مى داده و به همين دليل اين صداى خاص براى دانش آموز آشنا بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 11:48;  توسط نفیسه;  | 

اهميت حفظ قرآن كريم

 هدف از حفظ قران

 نگاه عالمان به حفظ قرآن كريم

 

 قرآن در سيره و سخنان معصومان

در اين گفتار به ياري خدا دو نكته را بيان خواهم كرد:

نكته اول ؛ بر هيچ يك از علاقه‌مندان قرآن مخفي نيست كه در سيره پيامبر اكرم و اهل بيت عليهم السلام تأكيد بر قرآن و انس و ارتباط با آن ، خصوصا تأكيد بر حفظ قرآن ، ديده مي شود ؛ به عنوان مثال حضرت ختمي مرتبت صلوات الله و سلامه عليه ، پس از يكي از جنگها ، هنگام اقامه نماز بر شهدا فرمودند كه ابتدا نماز بر شهيدي خوانده شود كه بيش از ساير شهدا ، آيات قرآن را در سينة خود دارد و او بر ديگر شهيدان مقدّم است.

در كلمات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام هم به حفظ قرآن اهتمام ويژه ديده مي‌شود و آن بزرگواران تأكيد كرده‌اند كه شيعيان و مواليان و محبّان آنها از انس و ارتباط زيادي با قرآن دارند. در روايتي از آن وجودهاي پاك و نازنين ، وارد شده است كه «ان الذي ليس في جوفه شئ من القرآن كالبيت الخراب » ؛ كسي كه در سينة او چيزي از آيات الهي نباشد به منزلة خانة ويرانه اي است كه منزل و مأواي شياطين خواهد بود . دلي كه بخواهد مهبط ملائكه باشد، بايد با انوار آيات الهي نوراني شده باشد.

در روايت ديگري فرمودند : « الحافظ للقرآن و العامل به مع السفره كرام برره » . پيش از توضيح اين حديث ، به آيه سورة مبارك عبس اشاره مي كنم كه خداي متعال مي فرمايد : « كلا انّها تذكره » ؛ قرآن مايه تذكّر است. « فمن شاء ذكره» ؛ هر كس مي خواهد قرآن را به ياد آورد . « في صحف مكرمه» ؛ قرآن در صحيفه‌هايي والا مقام ثبت و ضبط است. « مرفوعه مطهره»؛ صحيفه هايي ارزشمند و پاك. « في ايدي سفره كرام برره» ؛ اين صحيفه ها در دست سفيران بالا مقام و نيكوكار قرار دارد. در اين حديث ، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند : اگركسي قرآن را حفظ كند و اهل عمل به قرآن باشد ، در درجه و رتبه همين سفيران عالي مقام نيكوكار الهي است . اين توفيقي است بس عظيم كه خداي متعال آن را به هر كسي عنايت  نفرموده است.

در روايت ديگري مو لا علي عليه السلام در وصف متقين ، اين گونه مي فر مايد : «امّا الّيل فصافّون اقدامهم تالين باجزاء كتاب الله يرتّلونه ترتيلًا يداوون به داء   قلوبهم ؛ متقين كساني هستند كه شبها در پيشگاه خداوند متعال به قيام مي ايستند و اجزاي كتاب خدا را تلاوت مي كنند و با ترتيل آيات الهي را مي خوانند و دواي بيماريها ي قلبي خود را از آيات الهي مي جويند» .در اين حديث ، در صفات متقين اين نكته ذكر شده كه متقين شبها به قيام مي ايستند و آيات الهي را مي خوانند .

جريان كربلايي كاظم را حتماً شنيده‌ايد. كربلايي كاظم پير مردي بود كه به دليل نورانيت و پاكي و طهارتي كه داشت ، مورد عنايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام قرار گرفت و در يك لحظه حافظ كل قرآن شد . كربلايي كاظم مورد امتحان بسياري از علماء و مراجع زمان خود قرار گرفت. مرحوم آيت الله العظمي بروجردي و ساير مراجع آن عصر اين نكته را كه اين شخص با عنايت الهي در يك لحظه حافظ كل قرآن شده ، تأييد كردند. اين نعمت چقدر بزرگ است كه وقتي مي خواهند كسي را مورد اكرام و پذيرايي خاص قرار بدهند كه يك عمر با طهارت زندگي كرده است،با حفظ آيات قرآن از او پذيرايي مي كنند.

هدف از حفظ قرآن

 

الف) تهذيب نفس: اوّلين و مهم ترين هدف از حفظ قرآن ،انس و ارتباط بيشتر با كلام الهي براي بهره مند شدن از زمينه مناسب در مسير تهذيب نفس است ؛ چرا كه اگر كسي آيات الهي را كه برترين معلّم اخلاق است ، در سينة خود داشته باشد زمينة بسيار مساعد و مناسبي براي پيشرفت و ترقّي براي خود فراهم كرده است.روايتي از امام جواد سلام الله عليه نقل شده كه فرمود :« المؤمن يحتاج الي ثلاث خصال ؛ مؤمن نياز به سه خصلت دارد . حوبط من الله ؛ از طرف خداي متعال توبه اي نصيب او شود. و واعظ من نفسه ؛ يك نصيحت گر نفساني داشته باشد . و قبول من من ينصحه ؛ و اينكه اگر كسي او را نصيحت كرد ، بپذيرد ». نكته مورد نظر ، نكتة دوم است كه امام مي‌فرمايند ، مؤمن نياز به يك نصيحت كننده دروني و نفساني دارد .

اين سخن را ضميمه مي كنيم به فرمايش علي عليه السلام در نهج البلاغه كه مي‌فرمايد : « اعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذي لا يغش ؛ اگر يك نصيحت گر عادي از حيله و نيرنگ مي‌خواهيد ، به قرآن پناه ببريد   ». قرآن نصيحت‌گري است كه به شما نيرنگ نمي‌زند . چه خوب است آن واعظ نفساني ، همين قرآن باشد و انسان با حفظ آيات قرآن ، در طول عمر ، يك معلم وارسته اخلاق را همراه خود داشته باشد و اين معلم اخلاق در كوران حوادث زندگي ، بر سر دو راهيها ، در هنگامي كه وساوس شيطان از همه طرف به انسان هجوم مي‌آورد ، مي‌تواند دست انسان را بگيرد و انسان را از گرداب و مرداب گناه نجات بدهد.

ب) فهم عميق تر از معارف قرآن: هدف دوم اين است كه يك زمينة مناسب براي ارتباط با معارف قرآن در خودمان ايجاد كنيم. بسياري از بزرگان تفسير قرآن تاكيد كرده‌اند كه اگر كسي بخواهد معارف الهي را آن گونه كه هست ، درك كند  و اگر كسي مي‌خواهد در فهم معارف الهي به بالاترين حد ممكن دست پيدا بكند ، حتما بايد علاوه بر اينكه در تفسير قرآن تلاش مي‌كند ، قرآن را حفظ كرده باشد . علت اين نكته ، غير از نورانيتي كه آيات قرآن براي انسان به ارمغان مي آورد ، مي تواند اين باشد كه شما تا بر زواياي كلام احاطه نداشته باشيد ، نمي توانيد مقصود گوينده را چنان‌كه هست ، درك كنيد . اگر انسان قرآن را حفظ كرده باشد ، بسيار بهتر مي‌تواند به مجموعة معارف قرآن احاطه داشته باشد و از معارف قرآن بهره‌مند شود .

ج) انس با محبوب يكتا : هدف سوم ، كه البته مختص به اولياء و خاصّان درگاه حق است ، انس با جان جهان و يكتا محبوب واقعي انسانهاست . خداي متعال برترين محبوب است و كتاب او ، نامه‌اي فرستاده شده از طرف اوست . كسي كه به محبوب خود علاقه وافري دارد ، آن قدر با نامة او مأنوس مي‌شود كه جملات آن نامه را در خاطر و در سينه خود ثبت و ضبط مي‌كند و بدين وسيله فراق و دوري خود را از محبوب تسكين مي‌بخشد.

نگاه عالمان به حفظ قرآن كريم

عارف وارسته حضرت علامه حسن زاده آملي فرموده‌اند كه : « اي‌كاش به جاي اين همه ابيات و اشعاري كه از شعرا در طول عمرم حفظ كرده‌ام ،به حفظ آيات قرآن مي‌پرداختم !» بعضي از مراجع عظام تقليد ، در اواخر عمر ، شروع به حفظ قرآن كردند و توانستند در سنين كهولت آيات قرآن را حفظ كنند . بنابراين اگركسي سنين خردسالي  و جواني را پشت سرگذاشته ، نبايد نا اميد بشود ؛ در سنين بالا هم مي‌توان آيات را حفظ كرد . اگر هم كسي احساس مي‌كند نمي‌تواند حافظ كل قرآن بشود ، هر مقدار كه مي‌تواند حفظ كند ؛ چرا كه :

آب دريا را اگر نتوان كشيد                  هم به قدر تشنگي بايدچشيد

قدر دوران نو‌جواني و جواني را بدانيد و از اين فرصتها ، بهترين بهره‌ها را بگيريد و آيات قرآن را در سينه خود ثبت كنيد .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386;ساعت 11:45;  توسط نفیسه;  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386;ساعت 16:27;  توسط نفیسه;  | 

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده ميداند و می فرمايند:

«نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. »

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود. مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند.»

امام رضا (ع) در ماه ذيقعده سال ۱۴۸ هجري قمري در مدينه ديده به جهان گشود و پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام موسي كاظم (ع) در سن ۳۵ سالگي به امامت رسيد. امام رضا (ع) در طي بيست سال دوران امامت خود با سه خليفه عباسي هم عصر بود:
۱- هارون الرشيد به مدت۲ سال
۲- امين به مدت ۵  سال
۳- مأمون به مدت۱۳ سال
بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مأمون بود. مأمون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مأمون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايتعهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مأمون سرباز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگر چه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايتعهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام (ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.
 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386;ساعت 16:25;  توسط نفیسه;  |